سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
کردکوی
اگر آلودگی دلهایتان یا پرگویی شما نبود، آنچه را من می شنوم، می شنیدید . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
کردکوی


قالی زندگی


زندگی یک قالی بزرگ است.
هر هزار سال یکبار فرشته ها قالی جهان را در هفت آسمان می تکانند تا گرد و خاک هزار ساله اش بریزد و هر بار با خود می گویند: «این قالی ای نیست که قرار بود انسان ببافد این فرش فاجعه است.»

با زمینه ی سرخ خون و حاشیه های کبود معصیت و نقش برجسته های ستم، فرشته ها گریه می کنند وقالی آدم را می تکانند و دوباره با اندوه بر زمین پهنش می کنند.
رنگ در رنگ، گره در گره، نقش در نقش
قالی بزرگی است زندگی!
که تو می بافی و من می بافم و همه بافنده ایم
می بافیم و رج به رج بالا می بریم
می بافیم ومی گسترانیم. دار این جهان را خدا بر پا کرد
و خدا بود که فرمود : ببافید
و آدم نخستین گره را بر پود قالی زندگی زد.
و هر که آمد گره ای تازه زد و رنگی ریخت و طرحی بافت
و چنین شد که قالی آدمی رنگارنگ شد
آمیزه ای از زیبایی و نازیبایی
سایه روشنی از گناه و ثواب
گره ی توام تا ابد بر این قالی خواهد ماند
طرح و نقشت نیز و هزاران سال بعد آدمیان بر فرشی خواهند زیست
که گوشه ای از آن را تو بافته ای
کاش گوشه ای را که سهم توست زیباتر ببافی.

عرفان نظر آهاری


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مهرداد شیخی 13/2/91:: 2:23 عصر     |     () نظر

باز روز چهره در تاریکی شب کشید

و پیچک درد بر بالای احساس پیچید و بالا رفت

در آغوش سرد زانوان

صورت به صورت خاکستری تنهایی چسباندم

آن طرف شیشه تاریکی بود و این سو هرم سردی که عرقی بر پیشانی شیشه ها نمی نشاند

دلم سخت در دهلیز غم پیچید و در بطن درد فرو رفت

دیگر نه تپشی، نه لرزشی و نه حتی سوزشی که قلب زخم خورده با گزش آن دلخوش شود

تیرگی بود و تیرگی بود و تیرگی

یاس بود و ترس بود و دیگر هیچ

..........



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مهرداد شیخی 4/2/91:: 10:49 عصر     |     () نظر

به نام خدای حسابگر و حسابرس و حسابدار

زمین و آسمان و هر آنچه در اوست.

هم او که افتتاحیه و اختتامیه‌ی همه‌ی کتاب‌ها و حساب‌ها است.

ترازَش همیشه موزون است و موجودی‌هایش همواره در فزون.

مطالبات مشکوک الوصولی ندارد، زیرا کسی از قدرت لایزال او نمی‌تواند بگریزد.

استهلاک انباشته محاسبه نمی‌کند چون در سیطره‌ی حسابداری او چیزی بی‌ارزش نمی‌شود.

به کسی مالیات نمی‌دهد و از کسی به ناحق چیزی نمی‌گیرد.

نه شرکت سهامی است و نه تضامنی.

هیچ شراکتی با احدی ندارد. خود مالک است و بی‌رقیب.

تلفیق و اذغام و ترکیب در حوزه‌ی شخصیتش پیش‌بینی شده است.

حسابداری تورمی ندارد، زیرا ارزش‌ها در نظرش تغییر ناپذیرند.

حسابداریش آن‌قدر خالص است که دوره‌ی مالی در آن تعریف ناشدنی و واحد پولی در آن بی‌معنا است.

عملکرد او به دوره‌ی محدودی منحصر نیست و ازل تا ابد را در بر می‌گیرد.

تداومش یک فریضه نیست، بلکه یک اصل و حقیقتی محض است.

مدیریتش حسابداری و حسابداریش مدیریت که بر مدار عدالت استوار است و به مثقال و ذره هم می‌رسد و چیزی از قلم نمی‌افتد.

فضل و بخشش او بر محور اهمیت می‌چرخد و سرمایه‌ی بندگان.

امیدواری به اوست و همان است که رهایی‌بخش آنان از حساب و کتاب روز جزا خواهد بود.

آن‌جا که مستجاب می‌گرداند، دعای برترین انسان‌ها در حق همه‌ی عالم که:



«اِلهی عَامِلنا بِفَضلِکَ وَ لاَ تُعامِلنا بِعَدلِک»




کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مهرداد شیخی 4/2/91:: 10:43 عصر     |     () نظر